کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

 

اینکه گاهی دلم میگیرد

گاهی دستانم به زندگی نمیرود

گاهی یک حصار به دور خودم می کشم

و رویش مینویسم: تا اطلاع ثانوی

 خسته ام

دلیل نمیشود که تو

آمدنت را به تعویق بی اندازی

دلیل نمی شود که به شانه ی دل شکسته ها نزنم و نگویم :

عزیز جان...

خدا هست... خدا هست... خدا هست

اصلا همه این حال های لعنتی لاعلاج

چاشنی زندگی است

وهیچ دلیل نمیشود 

من باز به خود نیایم

چای دارچین نگذارم

باز هم برای تو ننویسم 

و میان یک دنیا اشک

با چشمانی تار

روی کاغذ خیس حک نکنم:

چقدر جای شانه هایت کنارم خالیست

 

 

وقتی که میرفتی..بهار بود..

تابستان که نیامدی..پاییز شد..

پاییز که برنگشتی..پاییز ماند..

زمستان که نیایی..پاییز می ماند..

تورا به دل پاییزیت..

فصلها را به هم نریز

 

 

مگر نمی‌شود

آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد...

و برای خودش گریه کند؟

 

 

گاهی دلم میخواهد بگریزم از اینجا

حتی از اسمم...از اشاره...از حروف...

از این جهان بی جهت 

که میا ...که مگو...که مپرس...

گاهی دلم میخواهد بگذارم بروم بی هرچه آشنا

گوشه دوری گمنام

حوالی جایی بی اسم

بی هیچ گذشته ای

به یاد نیارم از کجا آمده...کیستم...اینجا چه میکنم...

به یاد نیاورم که فرقی هست

فاصله ای هست

فردایی هست....

گاهی واقعا خیال میکنم 

روی دست خدا مانده ام

خسته اش کرده ام...

راهی نیست

باید چمدانم را ببندم 

راه بیفتم...بروم...

و میروم

اما به درگاه نرسیده از خودم میپرسم

کجا...؟

کجا رادارم...کجا بروم...؟...

 ...

شاید باورتان نشود ولی خرمالو های نارنجی توی حیاط این همه حرف برای زدن دارند!!!

فوتو بای می:).

:::

زود دیر میشه ، کی باورش میشه من اینو پارسال ، روز اول محرم نوشتم ..؟!

نظرات  (۱۵)

عع این عکسا :)))
اینا رو یادمه :)))
پاسخ:
:))
عه واگعن؟ -_- گفتم تو باشی قاطیش شادیه هاع :/ یا اینقد طولانی نیس!
پاسخ:
^___^ شادی ^___^
عجب نوشتیا! :( خووووب عااالی :))))
۱ _ فوتوز ! 
۲ _ گاموسا برا چی سال دگر میگریی خواااااهر؟
پاسخ:
من ننوشتم جانم :)
نمیدونم ..
چه خوب نوشتی...پست پر و پیمونیه :)

اون"گاهی حس می کنم روی دست خدا مانده ام" من اینو جای دیگه خونده بودم ولی خو تو متن تو قشنگ تر نشست...
پاسخ:
من ننوشتم فکر کنم ، از یه گروهی که قبلا عضو بودم کاپی نمودم :دییی
:))
یهو دیدین سالِ بعد خوب از آب در اومد!! اونوقت گریه‌هاتون هدر میره! 
پاسخ:
چی بگم :-"
۱۱ مهر ۹۵ ، ۲۲:۴۶ S҉A҉H҉A҉R҉ ....
وای چقد رنگی و قشنگ:)

چقد حس خوب:)

منکه فقط میتونم از الودگی هوا عکس حاصل فرمایم:)))))
پاسخ:
عکس حاصل فرما :)
با توجه به تیترت
تو آدم نمی شی! :)

پاسخ:
مشخصه که نمیشم :/
اون گل هایِ دومی چه قدر خوبه :))))
صالحی جانِ عزیزِ دل :)
چقدر خوبه آخه این :)))

+ من از خرمالو بدم میاد -___- خوش به حالت که میتونی بخوری :/
پاسخ:
منم خیلی دوست ندارم ، ولی اینایی که تو حیاطمونه رو عاااااشقم ^___^

مگر نمی‌شود

آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد...

و برای خودش گریه کند؟



+ امید به اینکه سالهای بعد حال هیچ کدوممون غمبار نباشه.

پاسخ:
ان شالله خورشید بانو جان ..
۱۱ مهر ۹۵ ، ۲۲:۱۱ دالتون وارن
یکی از کارایی که خیلی دوست دارم انجام بدم اینه که یه کنترل درست کنم که بعضی جاها زندگی بره روی دور تند و بعضی جاها رو بتونی کند کنی و بعضی لحظه هارو هم ذخیره کنی توی یه فایل:)
پاسخ:
خب این آرزوی اکثریت آدم هاست .
شعر آخر :) از سید علی جان صالحی جانمه :*
پاسخ:
عجغم :*
اینم با خودت ببر پاتریک....
پاسخ:
چشم :)
پست قشنگی بود و عکس هاش هم قشنگ. زمان زود میگذره. خیلی زود.
پاسخ:
چشماتون قشنگ دیده :)
خیلی واقعاً ..
۱۱ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۷ ɐɹɐɓol •_•
چقد عکسا قشنگ بودن...

اره...خیلی زوتر از چیزی که فکرشو کنی دیر میشه...
پاسخ:
آره ، خودمم دوستشون داشتم و دارم ..
،
دیر .. خیلی دیر ..
چه پستِ خوش آب و رنگ و با حس و حالی واقعا  :)
پاسخ:
خوش آب و رنگ دیدی جانم :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی