کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

یک روز بالاخره ، شماره ات را از یار های رنگارنگ ـَت خواهم گرفت ؛

سرِ قدم های لرزانم فریاد خواهم زد ؛

همه ی باران هارا در مشت کوچکم خواهم فشرد ؛

میروم سراغِ تلفن عمومیِ خراب محله ـتان که

به طرز معجزه آسایی کار میکند ، 

برای من 

برای اعترافی که هیچ وقت گفته نشد ..

شماره ی لعنتی ِ نارُندت را آوار میکنم روی دکمه های تلفن ،

و صدای پر صلابتِ توست که از آن طرف میگوید : بله ؟!

بعد من مچاله میشوم گوشه ی کیوسک ؛

انگار از بیشتر نداشتنت واهمه داشته باشم ...

بعد همه ی جانم را میریزم توی این صدای خش دارِ لعنتی ،

و با تمام وجود فریاد میزنم : 

دوسِت دارم .. 

دوســــِــــت دارم لعنتی ..

صدای بوقِ ممتدِ قطع کردنت ؛

صدای شکستنم ..

نابود شدنم ..

زار زدنم به گوشِ در و دیوار فلزیِ این زندان ..

لعنتی ، من همه ی جانم را ریخته بودم توی آن صدا .. 

چرا نشِنیدی ؟!

پ.ن: 

یه جورِ بدی دلم گرفته ..

عارضم به خدمتتون که واسه اینطوری نوشتن ، حتماً لازم نیست آدم شکست خورده باشه ،

یه تخیل قوی کفایت همه چیز رو میکنه ..

نظرات  (۱۲)

:(((((
میفهممت یه وختایی بی دلیل ادم اینجوری میشه

پاسخ:
هووووم
یه حس نابی همیشه میگه این تخیل مخیل پایین این پستا زر مفته:/ ببخشید البته یکم بی ادب تر شدم در جریانم خودم
پاسخ:
تو که منو میشناسی صخی ..
دعا می کنم هیچ وقت چنین چیزی رو تجربه نکنی...
آدمایی که ته زندگیشون به اینجا میرسه از در اون کیوسک که در بیان دیگه زندگی نمی کنن...فقط نفس می کشن...
پاسخ:
همین طوره .. 
تو هم ایشالا که هیچ وقت تجربه نکنی جانم ..
bahar sensin bana gülüşün cennet........
هعی.......😌
پاسخ:
هعی ..
حس دخترک تو پستتو عمیق درک کردم...تجربه ش نکردم تا حالا ولی درک کردم اون لحظه رو....هعیییی...تراژدیست واقعا...
پاسخ:
خودمم تجربه نکردم و امیدوارم هیچ وقت ام نکنم ..
):
پاسخ:
:)
از تأثیرات جمعه بعد از ظهره زیاد غصه نخور -_-
پاسخ:
:(:
..
من نمیدونم ی مدتم ب یکی دیگ گیر داده بودم ، الان یادم رفته :| 
اونم سلام و مامان و بابا و اینارو یادم داده بود ک یادم نیست!
اینقد دوست دارم بدونم آهنگ ترکیـ آ چی میگن :/
البته میدونم باهم فرق دارنا! فعلا تو منبع در دسترسی همینو یاد بگیرم بالاخره دوتا کلمه ش ک مث هم هست!
ی بیر ، ایکی اوچ بلدم!
اشک
همین فک کنم :/
پاسخ:
خب مثلا بخند میشه گول
بشین میشه اُته
اینارو یاد بگیر هی ازت میپرسم ، تا هی دو تا دو تا یادت بدم :))
به تک صاحبِ قلبت ..
عاغا مخاطب خاص داره اینجا موج میزنه :دی

بعد صب که از کله سحر پاشین درس بخونین از این بیشتر نمیشه که :)
پاسخ:
موج نمیزنه ، هر وقت خواست بیاد موج بزنه خودم میگم ! :))
:)))
بهار ب من ترکی یاد بده :|
پاسخ:
چی یادت بدم ؟! :))
از کجا شروع کنیم ینی ؟!
۰۹ مهر ۹۵ ، ۱۴:۴۶ شادوَرد __
چه غمگین!
پاسخ:
خب دیگه ..
چی بگم من :|
پاسخ:
چیز قابل گفتنی نیست کلا :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی