کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

عزیزِ روز های دلتنگیِ بی امان ، دردِ این جانِ نیمه جان را شاید ، تو بفهمی ..

همان طور که من درست وقتی مشغول روزمرگی هایم هستم ، یک هو چیزی در شمالِ غربیِ این جان که متعلق به توست فرو میریزد ، حالِ خوب و بدت را از این فاصله ی ناقابلِ هزار کیلومتری حس میکنم و سعی میکنم یک جوری ، خودم را میانِ لحظه هایت جای دهم ..

نمیدانم برای امتحان ریاضیِ امسالت ، امتحان دفاعی و دینی ِ امسالم ، کنارِ هم هستیم یا نه .. نمیدانم نیم ساعت به نیم ساعت برایت کامنت خواهم گذاشت یا نه ..

نمیدانم یک بارِ دیگر صدای خنده هایت را -از همین فاصله ی هزار کیلومتری ناقابل- خواهم شنید یا نه .. نمیدانم ..

من هیچ کدامِ این ها را نمیدانم ..! و در اوجِ ندانستن ؛ تو برایم دوست داشتنی ترینی ..!

بارها گفته ام دوستت دارم ، به اندازه ی وسعتِ سیاه چاه  -تاکید میکنم ، تکرار کن ! سیاه چاه- و به ماندگاری ِ ستاره های روشنش ، دوستت خواهم داشت ..

آدم ، محکوم است به دوست داشتنِ بعضی ها ، یک جورِ خاصی می آیند ، با دست های خالی ـشان رنگ میپاشند به روز های خاکستری ، آنقدر بی مقدمه می آیند که تو فقط باید دوستشان بداری ..

دامنت را رنگ کردم ، لبخندت را تجسم کردم ، دست هایت را که رنگ میکردم ، لبخند را به چشمانت تصور کردم :)

کلمه کلمه ی متنِ دوست داشتنت را با بغضِ خوشحالی مینویسم ، خوشحال از بودنت ، از داشتنت .. 

تو خوبی ، و این پایانِ همه ی اعتراف هاست ..

نظرات  (۱۶)

به به ^_^
پاسخ:
:))
نقاشى رو :)
پاسخ:
:))
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۶:۳۲ جودی آبوت
نقاشیت خوبه هاا
آفرین👌👏
پاسخ:
مچکرم :)
وای اگه دم دستم بودی بهار 😂
وای 
بترس از اون روز :))))
پاسخ:
😂😂😂
اگه دیدمت سعی میکنم هیچ وقت یادت نندازم اینو :)))
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۶ لبخنــــツ ـــد
چه خوشگل کشیدی
آفرین :)))
پاسخ:
ممنونم :)
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۵:۳۰ امیری حسین و نعم الامیر
توانایی کاپی هم ندارم....😊
پاسخ:
عه :))
:/
پاسخ:
:)
جفتشون دخترن یا یکیشون پسره الآن ؟
:/
پاسخ:
یکیش پسره دیگه :|
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۵:۲۴ ❥ آراگل ❥
ای جان نقاشی رو ^،^
پاسخ:
:)))
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۵:۱۷ امیری حسین و نعم الامیر
خو من نقاشیم در حد خدای جذابیت هستش بیشتر توانایی ندارم
پاسخ:
کاپی کن برادر ، کاپی :)))
بهار کشتمت یعنی من
رمز پست سلفی رو به همه میدممم 😂
پاسخ:
بدهههه 😂
والا فکر کرده من میگرخم :دیییی 
کچلِ چاق سیوِت کنم ؟! >_____<
[الکی مثلا من نگرخیدم -_-]
۰۱ مهر ۹۵ ، ۱۴:۵۸ امیری حسین و نعم الامیر
منم نقاشی میخوام.....
پاسخ:
بکش خب :))
دختره چرا مماغ نداره ؟ :|

آر یو پیکاسو ؟ :|
پاسخ:
عای عم نات پیکاسو :|
نمیدونم ! :))
بهار من عکسمو آپلود می‌کنم میذارم اینجا که جلوی تشویش اذهان عمومی توسط تورو بگیرم :دی
لازم به ذکره که تا حالا تو عمرم دامن نپوشیده بودم و این نقاشی تجربه اولم بود 😂
پاسخ:
😂😂😂 نه دیگه الان همه میدونن چاقی 😂😂😂
:)))) جداً ؟! :))))
منم اخرین باری که پوشیدم سه-چهار سالم بوده :دی
لپ دختر مردم الان کنده میشه !:/
پاسخ:
باحاله که ^__^
بهاااارررر
خیلی خوبی اصن
اول یه عالمممممهههه موچکر برا این متن و احساس خوشگلت که اصن توقع نداشتم
بعدشم کلییییی ممنون به خاطر نقاشی 😂😂😂
انصافا تو منو دیدی کجا انقد چاغم اخه 😂😂😂
پاسخ:
جاااانم :)))
چاکرم :)))
خواهش میکنم ، وظیفه بود :*
قاموسن چرا انتظار نداشتی عاخه ؟! :|
لاو یو کچل *.*
چاقی خب :)))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی