کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

عزیز تازه رفته بود ، داغ دلمون هنوز تازه بود ، خودمون ، دلمون ، دیوارای خونمون ، همه مشکی پوش بودیم .. یه روز از طرف مدرسه مامانم اینا رو بردن خانه ی سالمندان .. بعضی هاشون آشنا بودن ، عمه ی پدرم مامانم رو شناخته بود ، فقط یه کلمه ازش پرسیده بود : حالِ مادرت چطوره ..؟! رنگ از رخِ مامانم پریده بود ، جلوی همه ی شاگرداش گریه کرده بود .. 

به نام خدا عزیزم سلام یه کمی بی حالو مریضم الان
خیلی واست نوشتم دریغ از جواب حس میکنم که اینروزا غریبم برات
اینجا هر کی تویه حسش غرقه این دیوارا انگاری طلسمش کرده

خونه ی سالمندان خودت فکر کن این کلمه حتی خود اسمش تلخه

تا یه مدت مدیدی حق نداشتیم از کنارش تکون بخوریم ، فقط کافی بود نیم ساعت تنها بشه تا باز صورتش رو غم بگیره و اشک بریزه .. میگفت شما حق ندارین منو ببرین خونه سالمندان ، من خودم کار میکنم ، حقوق دارم ! وسطِ گریه هاش یهو زل میزد تو چشمای برادرم و میگفت : نزاری منو ببرن حسین ..! خب ؟!

میگن زندگی یعنی نفس کشیدن باید تا آخر عمر تو این قفس بشینن
این یعنی رسیدن به آخرای عمرم روزی که منو آوردی اینجا مردم
بعضی وقتا اینجا قدم میزنم آلبومه جوونیامو ورق میزنم

تنها یادگاری که میتونم بگیرم تو دستام قطره های اشکا چیکیدن رو عکسا
اینم بگم اینجا هوامونو دارن سر وقتش غذا و دوامونو دادن
ولی این منو سر خوش میکرد که فرزند خودم منو تر خشک میکرد
یه جورایی این یه تعهده وگرنه احتیاجی ندارم به ترحمت
گفتم میخوای برم تو انکار نکردی حتی واسه موندن من اصرار نکردی

اینجاش رو که میخونه ، واسه همه وقتایی که وقت و بی وقت مادرم رو بیدار کردم ، ازش آب خواستم یا مریض بودم و اذیتش کردم دلم میخواد سرم رو بکوبم تو دیوار .. واسه همه وقتایی که میگه قرصش رو بهش بدم و انقدر خسته بازی در میارم تا خودش بلند میشه بر میداره .. من چقدر بَدَم ..!

ممنونم واسه ی موافقتت ممنونم به خاطر مراقبتت
نمیشه اسباب مزاحمتت کسی سراغمو گرفت بگو مسافرته
خلاصه من که دیگه تمومه کارم من که دیگه عادت به نبودت دارم
لااقل از اینجا رد شدی یه سری بهم بزن یه دست هم تکون بدی من قبولت دارم

پدرم ، این اسطوره ی محکمِ زندگی ، این روزا خمیده شده .. موهای مشکی ـش سفید شدن .. قبلا ً که میخواستم از بینِ جمعیت پیداش کنم ، انگار داشتم آسون ترین کارِ دنیا رو میکردم .. پدرم همیشه قدبلندترین ، خوشپوش ترین بود ، محکم و بلند قدم بر میداشت و سرش همیشه بالا بود .. دیروز که میخواستم پیداش کنم ، دیدم دیگه قامتش محکمیِ سابق رو نداره .. خمیده شده بود بابام .. موهای دستش و حتی موهای ابروهاش دارن سفید میشن ولی ، برق نگاهش همونه ..!

یه کم چشماتو وا کن به این تنها نگاه کن به منی که چشمتو با اشک هیچوقت تر نمیکردم
نگاهتو فهمیدم از اینجا دارم میرم دیگه باز هم به اون خونه هیچوقت بر نمیگردم

یه روز یه مردی اومد باباشو ول کرد روز بعد پیرمرد از دنیا دل کند
به یاد اون لحظه خیس میشه پلکم چون از پیری نمرد از غصه دق کرد
میدویی به خاطر هیچی آخرم میمیری یه خاطره میشی

من چرا اینقدر دیر دارم میفهمم کسی که با بغضِ من بغض میکنه بابامه ..؟! مامانمه ..؟! چرا اینقدر دیر ..؟! من چقدر خودخواهم .. چرا الان باید یادم بیاد که هر بار بعد از حرف زدن از عموت که بچه هاش ایران نیستن بغض میکنی ؟! میگفتی : غصه نخور دخترم ، ناراحتش نباش ، خیلی ها هم هستن که "میخوان" پیش هم باشن ، "نمیتونن" .. بابا من بغضِ تو چشمات رو دیدم و ساکت موندم ..؟! وایِ من ..

از این موردا زیاد دیدم البته آدم خوبم اینجا میان میرن

یه جوونه بعضی وقتا با دسته گل میاد اولین روزا از اون دورا دست تکون میداد
اونم میاد اینجا واسه دادنه روحیه ظاهرا که آدم خوبیه
اون منو نمیشناسه واسه ثوابش میاد امیدوارم یه روزی جوابش بیاد
یه وقتا که حرف میزنه چشامو زود میبندم فکر میکنم تویی به جای اون

قبلنا میگفتی تو قصه ات یه قهرمانم الان که پیر شدم برجه زهر مارم
آدم ول میکنه قهرمان قصشو نه نه تو خودت نرو فس نشو

قهرمانِ زندگیِ من .. دوست داشتنی ترین سوپرمنِ دنیا .. جنتلمنِ مهندسِ بداخلاق .. هیچ کس حق نداره دست فرمونش از تو بهتر باشه ، هیچ کس حق نداره از تو تندتر بره بابا .. هیچکس .. 
من قهرمانِ قصه ـم رو هیچ وقت ول نمیکنم ..! نوکرش هم هستم ..

فقط اینو بدون دلم ازت پر بود حسابی میخوای اسمه خودتو الگو بذاری
یه درخته پیرو از توو باغ کندی ، حالا چی میخوای اونو تو گلدون بکاری

یه کم چشماتو وا کن به این تنها نگاه کن به منی که چشمتو با اشک هیچوقت تر نمیکردم
نگاهتو فهمیدم از اینجا دارم میرم دیگه باز هم به اون خونه هیچوقت بر نمیگردم

دیشب خواب دیدم ،دارم گلای باغچمونو آب میدم
تو هم سر حالو راضی در حاله بازی زندگی میداد معنای خاصی
بهم گفتی چشم بذار من هم به سرعت چشم رو هم گذاشتم فقط شمردم
ده بیست دیگه نشمردم دیدم گلای باغچه همه پژمردن

دوچرخه ی نقره ایِ حسین .. دوچرخه ی کمکی دارِ بنفشِ من ..! حیاطِ سرسبزمون با درخت انگورش و  کاجی که با هم کاشتیم .. ایوون آجری با هندونه های قرمز .. بادکنکِ صورتی رنگی که از آب پرش کردیم ، خندیدنامون .. من اینارو یادم نمیره بابا .. قول میدم یادم نره ، قول میدم نزارم گلا پژمرده بشن ، قول میدم معنای خاصِ زندگیمون ، کمرنگ نشه ..! 

وقتی برگشتم دیدم که قد کشیدی گفتم چرا نمیای کنار من بشینی
گفتی بینه دردامون یه باری وقت این رسیده دیگه تنهامون بذاری
چه حسی بدی هیچی دوباره نمیشه مثه قدیم
نه بهتره توو بطن قصه نریم سادست یه روحه زخمی یه جسم ضعیف

یعنی من همون که با هزارتا مشغله واسش مهم بود که قلبه تو نشکنه
راه دور نمیره که واسه بچمه زحمت کشیدم بالا باشه پرچمت
بعد این همه سال با این اعصاب خسته ام مهم بود تو باشی عصای دستم
از اون فکرا دیگه هیچی نموند دیگه به هیچکی نمیگم پیر شی جوون

روحِ زخمی .. جسمِ ضعیف .. اعصابِ خسته .. 
این همه زحمت میکشی ، خسته میشی ، کارت مردونه ترین کارِ دنیاست ، همه ی دلخوشیت منم که .. 
وقتی میگه "راه دوری نمیره واسه بچمه" دلم میخواد سرم رو بکوبم به دیوار واسه همه وقتایی که از خودشون واسه ی من گذشتن .. از خیلی دلخوشی ها خوشگذشتن هایی که حقشون بود ..

یه کم چشماتو وا کن به این تنها نگاه کن به منی که چشمتو با اشک هیچوقت تر نمیکردم
نگاهتو فهمیدم از اینجا دارم میرم دیگه باز هم به اون خونه هیچوقت بر نمیگردم

من اینو بدهکار بودم .. به بابام ، به مامانم .. 

پ.ن: آهنگی که بینِ متن هست ، آهنگ "نامه ای به فرزند" از یاس هستش ..

اینم لینکش :

http://dl.saba-music.ir/dl/music/95/Yas%20-%20Nameyi%20Be%20Farzand.mp3

نظرات  (۱۱)

۱- بدم! 
۲- خودم بگوشم! حالا اونو بعدا میبینم!
پاسخ:
فهمیدم :))
باچه :))
خوب بود
پاسخ:
مرسی ساده خان ، راستی بابت اون چند بیت هم مخصوص ازت مچکرم .. 
خیلی خوب بودن :) ممنونم ..
حالا بیا و خوبی کن ب ملت ://
خودت گفتی ://
گودزیلایی دیگه ://

پاسخ:
کجاش خوبی کردنه آخه ؟! :)))
تعارف اصفهانی زدم بابا :دی
دَس پرورده ام :))
:%
پاسخ:
جان ؟! :|
چقد دوست داشتم این متنو((((:
پاسخ:
لطف داری :)
پاک کنین :))
پاسخ:
چطوری سنگ پا قزوین ؟! :)))
هعی....
بهااار؟
.......

دیدی منت گذاشته‌ام بی پسر، پدر
رفتی تو هم گذاشتیم بی پدر، پدر

ای جان سپرده در وطن خویشتن غریب
وی مانده با همه پدری بی پسر، پدر

گفتم عصای تو باشم، ولی چه سود
پایم به گل فرو شده، خاکم به سر، پدر

ما را یتیم هشتن و ساز سفر چه بود؟
خوش می‌روی برو که سفر بی خطر، پدر

آهسته تا ببینمت این یک سفر، که نیست
آهنگ بازگشت تو از این سفر، پدر

من آرزوی دیدن روی تو داشتم
رفتی و ماند داغ توأم بر جگر پدر

تو آرزوی دیدن من می‌بری به خاک
من هم تو را به خواب ببینم مگر، پدر

چون باغبان به خون جگر پروراندیم
ای از نهال سعی نچیده ثمر، پدر

زخم زبان خلق شنیدی برای من
نفرین به خوی مردم بیدادگر، پدر

آوخ! که کرد بازی ایام غافلم
تا باخبر شوم، ز تو آمد خبر، پدر

اهل گذشت بودی و بخشنده و کریم
جرم پسر ببخش و ز من درگذر، پدر

جانم به ماتمت رود از جان به در، ولی
داغ توأم نمی‌رود از دل به در، پدر

کوه ار شوم به صبر و توانایی و شکیب
داغ تو کوه را بشکاند کمر، پدر

تنها نه من، که اهل هنر بی پدر شدند
ای بی پدر گذاشته اهل هنر، پدر

آن روز روزی من بی خانمان مباد
کآیم به خانه وز تو نبینم اثر، پدر

من بودم و امیدی و باقی ملال عمر
آن نیز هم تباه شد اکنون دگر، پدر

پر بر فلک گشودی و طوفان روزگار
کرد آشیان ما همه زیر و زبر، پدر

چون شمع با تبسّم شیرین گداختی
تا همنفس شدی به نسیم سحر، پدر

پیش از طلوع فجر شب قدر سوی عرش
روح تو با ملائکه بگشود پر، پدر

از تنگنای حادثه جُستی مفر ولی
داری فراز عالم بالا مقر، پدر

کی مرده‌ای که نام تو زنده است جاودان
ای در جهان به نیکی و بخشش سمر، پدر



 +این شعر شهریار همه چیو میگه....من دیگه سکوت میکنم....
چقدر بی معرفتیم ما.................:/
پاسخ:
خیلی بی معرفتیم .. خیلی :(
شعرش خیلی فوق العادست ... :(
واااایییییی چقدرررر قشنگ بود 😍😍😍😍 تشویق شدم آهنگی ک دان کردم و گوش ندادم رو گوش بدم :)
میشه بوم مامانمم بخونه؟؟
پاسخ:
آره عزیزم ، چرا نمیشه .. :))
من میخواستم بذارمش فردا :|||
شما گذاشتی :||
پاسخ:
دوست داشتم :دی
میخواین پاک کنم شما بزارید .. :دی
هممون بدهکاریم (:
پاسخ:
مثل اینکه .. :)
خوده آهنگو میذاشتی خب :/
پاسخ:
میزارم الان :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی