کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

منو میبینی ، من همینم .. سر و تَه ـَم رو بزنی آخرش میرسی به خنده های بی غل و غش و شوخی های بی غرض ، هر چقدرم غم تو دلم باشه ، فوق فوقش بالشتم رو سیل میبره ، تو هیچی نمیفهمی چون من هنوز دارم میخندم ! ورق بازی میکنم و جِر میزنم ، جر میزنی و دستت رو میخونم ، مسابقه ی نقاشی میدم و از باختنت هورا میکشم :) 

تو فقط اینارو میبینی عزیزم .. من نمیگم سرم درد میکنه ، نمیگم حالت تهوع دارم و یه چیزی به بزرگیِ سیب گلوم رو فشار میده :)

من منعطفم ، هر طرفی بخوای خم میشم ، هر کاری تو بگی میکنم چون دوستت دارم ! میدونم سادگیه ، ولی من این سادگی رو دوست دارم .. خب ؟!

حالا که مثل تو نیستم ، حالا که قدم به قدم زندگیم با سیاست و زرنگی برداشته نشده ، میشه فکر نکنی دماغ قرمز دارم ؟! فکر نکنی دلقکم و باید از تو حلقه ی آتیش برات بپرم ..؟!

-

خب این رو دوست داشتم بگم .. موضوع بعدی ..

-

خسته شدم ، از وسطِ اوضاع بودن خسته شدم ، از اینکه نه خوبم نه بد ، نه خوشحالم نه غمگین ، نه میدونم چی میخوام و نه میدونم چی نمیخوام .. من از این اوضاع متنفرم ! میدونی دلم چی میخواد ؟! واسم فرقی نداره شادی باشه یا غصه ولی ، بتونم بگم آقاااا من فکر کردم ، عاقلانه تصمیم گرفتم و منطقم گفت غمگین باش ، شاد باش ، کوفت باش ..

شما رو هم خسته کردم .. شما مگه چقدر حوصله دارید که من هی بیام پستِ مزخرف بنویسم و شما بخونید و سرتون درد بگیره از این همه مزخرف ؟!

بعدش پشیمون میشم ، نه از اصل مطلبی که گفتم ، که از ناراحت کردنِ شما ناراحت میشم .. بعد دوست دارم بیام بگم ببخشید .. مامانم همیشه میگه آدم عاقل یه بار اشتباه میکنه که خب من نه آدمم نه عاقل ، کلا جدی نگیرید من رو ..

من اگه اینارو نگم نمیتونم ، واقعاً به معنای واقعی کلمه یا باید بگم یا بنویسم که فقط میتونم بنویسم .. اگه دیدم آزارتون میدم و عذاب وجدان داره خفه ـم میکنه یه کارِ دیگه میکنم .. احساس میکنم خودم رو مسخره کردم .. این همه زحمت کشیدم برای شکل گرفتن این شخصیت و حالا همه ـش داره نابود میشه ..

-

موضوع بعدی ..

-

چند وقت بود نخندیده بودم ؟! مسلماً خیلی وقت .. 

نظرات  (۲۱)

این حالتو همه دچارش میشن.خودتو سرزنش نکن^___^
گاهی وقتا وسط بودن و بیکار بودن خوبه اینجوری وقتی ی خوشی پیدا میکنی قدرشو میدونی و روزای بلاتکلیفیت یادت میاد:))) 
مواظب خودت باش خانووومممم😊
پاسخ:
مرررررسی ^_^
آره بسته بود!
خواهش می کنم عزیزم :* همین که الان هستی کلی خوشحالمون می کنه :))
پاسخ:
نمیدونی چقدر خوشحالم که دوستمی .. نمیدونی ..
(آیکون اشک شوق)
وبلاگ ماله توعه 
هر جور دلت میخواد بگردونش هر کی نخواست میتونه نخونه عذاب وجدانی نباید باشه دختر
پاسخ:
نمیتونم اینطوری فکر کنم صخی ...
۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۵۰ دختر حــَوا :)
بهار من هیچی ندارم بگم ولی دلمم نمیاد هیچی نگم
زود خوب شی کاش دختر :*
پاسخ:
لاو یو :*
همین که هستی کافیه ..
:/
نتونستم پستتو بخونم بخاطر قالبت عوضش کن لدفن^__^
پاسخ:
چقدر مخالف داره این قالب .. 
سلام به شما دوست عزیز
یه پیشنهاد ویژه دارم برات
اگر دوست داری بازدید کننده های سایتت زیاد بشه به سایت ما حتما بیا
اگر دوست داری نرم افزار رو بخری
 1000 بازدید رایگان برای تست نرم افزار برای سایت شما ارسال میشه فقط برای اعتماد به ما و اطمینان شما

فقط کافیه یکبار امتحان کنی
پاسخ:
دارم میام پیشت جاده چه همواااااااره :||
هرچقد دوس داری غر بزن.داد بزن.
تحدید کن که نمینویسی. که میری . برنمیگردی .
من دوست دارم .
و مطمئنم فقط من نیستم...
حسِ ما تو رو برمیگردونه بهارک :)
حالا هر چقد دوس داری غر بزن .❤
پاسخ:
فدای مهربونیات بشم من :**
***** ***** و ***** ***** بابت قالب
و
*** ***** *** بابت حال بدتون :•|
امیدوارم خوب شه حالتون و شاد شین : )
همیشه بنویسین!
پاسخ:
مرسی که خودتون سانسور کردین :)))
بابا مودبید چقد :))
شما جرئت داری این کار رو بکن :| امتحانِش ضرر نداره .. ببین چی میشه دیگه :)
پاسخ:
میکشینم ؟! :|
اینکه چرا منفی داده بودیم هنوز براتون مبهمه؟ :|
من که خیلی حرف زدم .. کامنت‌دونی رو برای سایر خلوت میذارم :دی
پاسخ:
اخه خیلی بود .. ۱۸ تا ..
:دییی
عنوان وبت چه خفنه،از این شاخای خسته طور:)
نخندیدن یه مسئله س،الکی خندیدن یه مسئله گنده تر.وقتی مجبوری الکی بخندی سر درد میگیری خصوصا اگه صدادار و بلند بخندی:|
پاسخ:
عای عم شاخ :)
دقیقن ..
یس ... اگر چه اجبار بود 

ببخشید :دی 

من میدانم آدم خوبی هستید ... مگرنه باز هم ازتان نمیخواستم اسم کتاب را بگویید :)
فقط نمیدانم چرا در همان روزی که من با اینجا آشنا شدم باید قیامت شود.. خخخ 
انشاللله این رخت عذا از این وبلاگ برداشته میشه و به جاش پاک کن های صورتی با گوشه های نوک تیز میاد..
یا علی 
پاسخ:
علی یارتون :)
خواهش میکنم :)
قیامت نشد که :)) قیامت بود :دی
ایشالا :))
گفتم الان دوس دارم یه چاقویِ زنجان داشته باشم سرَم رو جر بدم :| یه دونه فقط تویی ها که این همه میری و میای :|
پاسخ:
خب میخواین برم و نیام ..؟!
چرا به ایمیلت سر نمیزنی ؟
اسم کتاب را خواستم نه اسم شخصیت را. 
واریس یا راویس ... 
جواب دادنتان مثل فحش می ماند ها ... والا
پاسخ:
فحش ؟! 
آقاااا من بچه خوبی ام :))
الان سر میزنم ..
خب واریس اسم بیماریه ، راویس اسم دختره ..
اسمشم تو کامنتا اشاره شده بود ، فکر کردم خوندید ، اسمش "اگرچه اجبار بود" هستش ..
۲۴ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۴۶ گمـــــــشده :)
چرا این قالب چشمو اذیت می کنه بهار
لطفا عوضش کن

پاسخ:
اگه بتونم حتماً ..
نه شما چجوری دلت میاد با 18 تا منفی که گرفتی بزاری بری اصن :|
اینستارو هم که کلا پاکوندی فک کنم :|
هیچ جایی هم کامنت دونی رو باز نذاشته بودی :|

ایندی اِله سورام بیدا زنجان پیجاقی اولسون اوز باشیمی کَسَم گویام یِره :| بیدا سَن سن ها عِی بله گدیسن گلیسن :| واقعا فازین نَدی :دی

حالا که فهمیدم ترکی انقدر ترکی حرف میزنم تا جایی که نتونی جواب بدی :|
پاسخ:
نمیدونم چرا اینقدر منفی دادین واقعاً .. بی سابقه بود ..
اره پوکوندمش :|
من استاد گند زدنم :|
ترکی ما با شما فدق داره ، الان نفهمیدم چی گفتی تو جمله ی اولت ، الان ترکی جوابت رو بدم میخندی چون خیلی بیش از حد با هم فرق دارن .. ولی فاز خودم رو خودمم نمیدونم :|
ایسیرم گدم :| 
من به جای فحش از این نگاه معنادارا می گنم :| 
پاسخ:
اوه اوه گرخیدم :|
شما بنویس فووووقه فوقش دیگه دنبال نمیکنن یا نمیخونن نمیشه که آدم همه جا به خاطر همین چیزا روزه سکوت بگیره هرکی خوشش نیومد نخونه اصراری که نکردی بهار جان :)
پاسخ:
درسته .. 
عزیزمی! نگرانت شده بودم :/ می خواستم بنویسم کجایی تو خوبی روبه راهی؟ دیدم همه راه های ارتباطی بسته س! نکن با قلب ما این کارا رو دخترجانم :))
پاسخ:
ارسال نظر خصوصی هم بسته بود ؟!
ببخشید ..
نمیخواستم نگرانتون کنم :(
شما بنویس ما میخونیم حالا هرچی باشه.

پاسخ:
ممنونم ..
چه خوب که نظرات اینجا بازه...

ما بلاگرا اگه ننویسیم دق می کنیم...پس بنویس...مطمئنن ماهم درک می کنیم...آدم همه جا بخواد خودشو بروز نده که نمیشه...
پاسخ:
یهو دلم خواست اون بالا بیاد نظر جدید ..
ببخشید ..
و ممنونم از درکت .. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی