کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

همین الانِ الان ، میدونی چی شد ؟! یهو یادم افتاد که من چقدر وابسته ام ، خاک تو سرم ! من واقعاً میتونم بدون صدای کولر طبقه پائین بخوابم ؟! میتونم بدون حضورِ برادرم زندگی عادی رو ادامه بدم ؟! کی برای من چیپس و ماست موسیر بخره ؟! کی بدونه بستنی چی دوست دارم ؟! من سر مدل ماکارونی شکلی با کی بحث کنم ؟! کی رو حرص بدم که بهم اخم کنه و از اخمش بشینم گریه کنم ؟!

از ماتیکِ کی بزنم ؟! ماژیکِ رنگیای کی رو بردارم و به خودش ندم ؟! رمز لپتاپ کی رو عوض کنم ؟! کی رو ساعت ۳ صبح بی خواب کنم ؟! بیخیال شخصیت و حیثیت با کی بلند و از ته دل بخندم ؟! کی سر با سرم بذاره و من با بالشت بزنمش ؟!

زود نبود بچه ها ؟! پیشم هستین و من غصه ی دلتنگی ای رو میخورم که عصر جمعه از رفتنتون بهم فشار میاره و من واقعاً طاقتش رو ندارم ..! 

هیچکس یه بچه ی ته تغاری لوس رو نمیفهمه .. حتی همون کسی که لوسش کرده ، خب الان کی باید سر من داد بزنه درررررس بخون الاغ ! دستِ خودم نیست ، وقتایی که از همیشه دلتنگ ترم وقتی چایی میریزم جای سه تا واسه خودم و مامان بابا ، پنج تا میریزم .. یکی از آهنگای مورد علاقه ت رو میزارم و با لیوانم بازی میکنم ، سرد میشه ، باز میریزم ..!

من فقط ، زیادی دوستتون دارم ، همین ..! زود بود برای بزرگ شدن ، هر وقتی که دیگه نتونی به بهونه ی بی بهونه ای بشینی روی پای بابات بزرگ شدی ، هر وقت که دلتنگ شدی و گریه نکردی ، بزرگ شدی ..!

ولی ببین منو ، ببین چجوری گریه میکنم .. ببین بزرگ نشدم هنوز .. نرو .. یه کم دیر تر برو .. بزار راست کلیک؛سیو کنم این آخرین لحظه های هفت تایی بودنمون رو ..

پ.ن: پست قبلی ـم رو هم پیشنهاد میکنم که بخونید ، شرکت تو چالش و اینا .

نظرات  (۴)

والا من که هیچ چیز خاصى در این مورد ها ندارم که دل تنگش شم ، بعضى اوقات برادرم خیلى اذیتم میکنه که این مورد جز دوست داشتنیام نیست :(
بقیه موارد که برادرم تو اتاقشه یا بیرو ، بابام صبح تا شب سر کاره مامانمم صبح ها سر کاره عصر ها هم که یا تو آشپزخونه یا داره کار هاى دانشگاهشو میکنه! تنها چیزى که شاید یه روز دلتنگش شم همین تنهاییمه :)
پاسخ:
یه جور درد خاصی نهفته بود پشت این کامنتت آرین ..
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۴۵ امیری حسین و نعم الامیر
بهار\_/
پاسخ:
#_#
هعی بهار....
پاسخ:
:)
دلتنگیاتو بردار به روی قلبم بزار ...
تکیه بده به شونم ... تو این مسیر دشوار ...
پاسخ:
هعی ..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی