کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

آشـــفتـــهـ تـــر از مـــوی تـــو ، ایـــن حـــالِ دلِ مـــاســـت :):

کیپ کام عای عم بهار :D

پشت دیوار همین کوچــه به دارم بزنید

من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد

بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم، سیر شدم

پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید

خبر مرگ مرا طعنـه به یارم بزنید

آی! آنها! که به بی برگی من می خندید

مرد باشید و بیایید و کنارم بزنید

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۱۱:۵۶ - قهرمان **
    :)
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۴۸ - Haa Med
    باشه.
  • ۱۵ مهر ۹۵، ۰۰:۳۷ - مـ ـهـ ـد ی
    خوبه :)
نویسندگان

همین الان یهویی دریافتم که من کاملا ً دیوانم ، کاملا ً :| یادتونه بچه بودیم یه سری پودر جرقه ای بود میریختیم تو حلقمون مثل خر [دور از جونمون و اینا] ذوق میکردیم ؟! 

من نمیدونم چه مرضی دارم که یه دستم خودکاره دارم مینویسم یه دستم تو شکلات خوری ، و من میدونم نهایتاً از مرض قند میمیرم . میدونم :|

عای عم بهار ، اِ گرل آف کانترست ، هو وانتس تو کیل هر سلف ذو ترایینگ هارد فور فیوچر :|

هاهاهاهاها :| من که میگم دیوونم ، شما ها بازم دو نقطه خط وار زل میزنین به مانیتورتون :| توف بر اینستا باد ، توف ، من سه روز قبل از جشن عقد خواهرم اینستامو پاک کردم ، آخه هی میومدن تبلتمو میگرفتن دستشون ، قشنگ یه دور کامل میزدن ، بعد میپرسیدن این کیه فالو کردی ؟! ریکوئست هم ریجکت میکردن ، موردش رو داشتیم :| منم پاکش کردم ، بعد الان میخوام نصبش کنم برم پست ها بزارم ، لعنتی نصب نمیکنه چرا ؟! چون د لست ورژن ایز فور عای عو عس ۸ عند لیدِر ، ینی زرشک :| واسه اینم که شده باید یه سری عکسامو بریزم رو لپتاپ خواهرم که با شوهرش تفریحات سالم داشته باشن و به قیافه ی من تو سلفی هام بخندن :| بعد ببرم بدم دست پسرخاله ی بیشوعورم درستش کنه :| بام قهره ، من کاری نکردم ، فقط دستم خورد عکسای عقدش رو پاک کردم :| همین :| حالا اون باید بام قهر کنه ؟! نه واقعاً ؟! :)) [عکسا برگشت]

من هی این پست رو تا صبح جدید میکنم چون واقعا نمیتونم و نمیزاره که پست بزارم و با پررویی تمام انتشار در آینده ش رو میزنم تا ستاره ش هی تو پنلتون روشن بشه و فحشم بدید ، ترجیحاً عمه وسطی ـم رو هدف بگیرید ، مامانم خیلی خوشحال میشه قطعاً :))

میخواستم چای بریزم تو پارچ استیل ، مامانم نذاشت و گفت من مایه ی ننگشم ، ولی خب من دقیقاً به همون اندازه چایی خوردم :| 

در تلاشم یه فیلم خوب از بشکن زدنم بگیرم ، نشسته بودیم تو گلخونه و من بشکن میزدم ، شیشه ی گلخونه میلرزید ^_^ انقدر ذوق کردم ^_^ جیگرم دراد ^_^ 

بعد یا اینستا نصب میشه میزارمش اینستا یا نصب نمیشه اینجا لود میکنم ، بالاخره بشکن زدنمو یه جوری میکنم تو چش و چالتون :)) 

فعلا ددابظ ، ساعت ۱:۵۶

نظرات  (۲)

اللهم اشف کلنا علی الخصوص همین ایشان
پاسخ:
خدایا خدایا خودشو بزار تو اولویت ^_^
مگه الان روز بعد محسوب نمیشه؟ پس چرا نمیتونین پست بذارین! تا حالا تجربه ده پستی نداشتم! واسه همین بی اطلاعم :دی
شکلات :)) شیطون میگه الان برم یکی بر دارم :| 
یه پارچ چایی؟ حدودا چهار لیوان؟! خسته نباشین D:
پاسخ:
نمیدونم چرا نمیذاشت :))
تجربه کنید ، خیلی باحالهههه :)))
سلامت باشین :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی